Wednesday, May 4, 2011

من همان هیچم که بودم

هنوز هستم و نیستم
وای به روزی که نباشم!
تو ؛ اما
بودی و هستی و خواهی بود
قد همه نبودنهایم
گفتم
تا نگفته نماند این روزها
برای وقتی که
نیستم و نیستم و نیست ام
بی هیچ علتی ،این هیچ لعنتی
دلش کمی
هستم و هستی
می خواهد!
به نیستی اش ببخش!




آدمك آخر دنياست ، بخند

آدمك مرگ همينجاست ، بخند

دست خطي كه تو را عاشق كرد

شو‌خي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است

فكر كن گريه چه زيباست ، بخند

صبح فردا به شبت نيست كه نيست

تازه انگار كه فرداست ، بخند

راستي آنچه به يادت داديم

پر زدن نيست كه درجاست ، بخند

آدمك نغمه ي آغاز نخوان

به خدا آخر دنياست ، بخند

No comments:

Post a Comment